
هفت مرحله عکاسی: شما در کدام مرحله هستید؟
عکاسی یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت. مسیر هر عکاس منحصربهفرد است، اما مراحل رشد و پیشرفت اغلب الگوهای مشابهی دارند.
مرحله در عکاسی یعنی چه؟
هر عکاس در مسیر خود، دورههای متفاوتی را تجربه میکند. به شوخی میگفتیم که سال گذشته دپرس بودیم—تمام عکسهایملن تاریک و احساسی بودند! در طول این سالها، مراحل مختلفی را گذراندهایم و در اینجا هم تجربیاتمان را با شما به اشتراک میگذاریم، هم چالشها و توصیههایی برای هر مرحله.

مبتدی کنجکاو
ویژگیها:
- آشنا نبودن با اصول عکاسی
- هیجان زیاد
- سردرگمی در برابر حجم اطلاعات
همه ما این مرحله را به یاد داریم! اولین دوربینتان را دست گرفتید و احساس کردید که آمادهاید جهان را فتح کنید. شاید حتی تصور میکردید که عکاس بعدی نشنال جئوگرافیک خواهید شد! این یکی از هیجانانگیزترین و بهترین دورههای عکاسی است. اگرچه این مرحله نقطه اوج مسیر نیست، اما میتواند مسیر شما را بهعنوان یک عکاس شکل دهد. در این دوران، دنیا را از زاویهای تازه میبینید و هر چیزی الهامبخش شما میشود. بهترین بخش این مرحله این است که هنوز نمیدانید چه چیزهایی را نمیدانید—و همین باعث میشود ذهن شما بدون هیچ محدودیتی پذیرای یادگیری باشد.
چالشها: چالشهای این مرحله کم نیستند! اصطلاحات فنی پیچیده، احساس سردرگمی، و این سؤال همیشگی که «از کجا باید شروع کنم؟» شما را احاطه میکند. چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد، و درست وقتی که فکر میکنید یک مفهوم را متوجه شدهاید، میفهمید که قبل از آن باید ده چیز دیگر را یاد میگرفتید! هر دکمه روی دوربین برایتان ناآشناست، و به نظر میرسد که باید در مدت کوتاهی همه چیز را یاد بگیرید.
توصیهها: آرام و پیوسته پیش بروید؛ هر چیزی را درست در زمانی که به آن نیاز دارید یاد بگیرید! همانطور که گفتیم، عکاسی یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت. اما بسیاری از افراد تازهکار میخواهند مثل یک دوی سرعت با آن برخورد کنند و حجم زیادی از اطلاعات را یکباره جذب کنند. این طرز فکر باعث میشود که مدام به دنبال یادگیری همهچیز باشید، به این امید که سریعتر به یک عکاس حرفهای تبدیل شوید.
درست است که دانش قدرت است، اما تجربه و هوشمندی عملی میتوانند از اطلاعات تئوری ارزشمندتر باشند. پس بهجای اینکه سعی کنید همه چیز را یکجا یاد بگیرید، روی مهارتهایی تمرکز کنید که در مسیر فعلیتان کاربرد دارند. مثلاً اگر به عکاسی شب علاقه دارید، ابتدا روی آن متمرکز شوید. بسیاری از عکاسان مبتدی میخواهند تمام مقالات را بخوانند، همه ویدیوهای یوتیوب را ببینند و فقط به توصیههای یک عکاس پایبند باشند. این کار باعث میشود که چیزهایی را یاد بگیرند که در آن لحظه به آنها نیازی ندارند و زمانشان را صرف مهارتهایی کنند که فعلاً برایشان ضروری نیست.
به خاطر داشته باشید که اطلاعات همیشه در دسترس است؛ همانطور که امروز هست، فردا هم خواهد بود. لازم نیست همه چیز را همین امروز یاد بگیرید!
برای پیشرفت در عکاسی، ابتدا باید چهار مفهوم کلیدی را یاد بگیرید: سرعت شاتر، دیافراگم، ایزو و نور. اگر این مفاهیم را بهدرستی درک کنید، کلید ورود به دنیای عکاسی را در دست خواهید داشت. تمام دانش و مهارتهایی که در آینده کسب میکنید، بر پایه این اصول بنا میشود.
تمرینهای خود را هدفمند انجام دهید. هر بار روی یک مهارت خاص تمرکز کنید. مثلاً ابتدا قاعده یکسوم را یاد بگیرید یا با حالتهای نوردهی دوربینتان آشنا شوید. این روش باعث میشود یادگیری عمیقتر و مؤثرتری داشته باشید.

مرحله شیفتگی به تجهیزات
ویژگیها:
- باور به اینکه تجهیزات بهتر، شما را به عکاس بهتری تبدیل میکند
- هرچه تجهیزات بیشتر، بهتر!
- وسواس و شیفتگی نسبت به خرید ابزارهای جدید
این همان مرحلهای است که بعضی از عکاسان هیچوقت از آن عبور نمیکنند! برای خیلیها، از جمله خودِ ما، این اولین مرحله بود. زمانی فکر میکردیم اگر دوربین و تجهیزات گرانقیمتتری بخریم، عکاس بهتری خواهیم شد. چه اشتباه بزرگی! با گذشت زمان فهمیدیم که در بسیاری از مواقع، کمتر داشتن، بهتر است. داشتن تجهیزات زیاد نهتنها کمکی نمیکند، بلکه میتواند گیجکننده باشد.
در گذشته، باید کاتالوگهای چاپی را ورق میزدیم و هر چیزی را که به نظرمان لازم میآمد، علامت میزدیم. اما حالا کافی است به یک وبسایت بروید، وسایل را به سبد خرید اضافه کنید، اطلاعات کارت بانکی را وارد کنید، و در کمتر از پنج روز، تجهیزات موردنظرتان جلوی در خانه خواهد بود! تازه، پیشنهادهایی هم دریافت میکنید که «کسانی که این محصول را خریدند، این موارد را هم سفارش دادهاند.» و ناگهان احساس میکنید که به آن تجهیزات پیشنهادی هم نیاز دارید.
اما واقعیت این است که در بیشتر مواقع، به آنها نیازی ندارید!
چالشها: در این مرحله، بسیاری از عکاسان تمام تمرکز خود را روی تجهیزات میگذارند و تصور میکنند که هرچه دوربین یا لنز گرانتر باشد، نتیجه بهتری خواهند گرفت. اما حقیقت این است که بدون تسلط بر تکنیکهای عکاسی، حتی پیشرفتهترین تجهیزات هم کمکی نخواهند کرد.
اما این طرز فکر از کجا آمده است؟ احتمالاً از بازاریابی شرکتهای تولیدکننده دوربین و لنز. آنها برای کسب سود، نیاز دارند که عکاسان را به خرید مدلهای جدیدتر ترغیب کنند. در نتیجه، این باور ایجاد شده که ارتقای تجهیزات، برابر با گرفتن عکسهای بهتر است. اما این موضوع همیشه صحت ندارد.
زمانی که در یک فروشگاه دوربین کار میکردیم، به یکی از مشتریان گفتیم: لنزها یک سرمایهگذاری بلندمدت هستند، اما بدنه دوربین نه. لنزها معمولاً سالها مورد استفاده قرار میگیرند، در حالی که دوربینها هرچند سال یکبار تعویض میشوند. او قصد داشت لنزهای ارزانتری بخرد تا بتواند پول بیشتری برای خرید دوربین پرچمدار کنار بگذارد. اما وقتی برایش توضیح دادم که مدل پایینتر نهتنها نیازهایش را برآورده میکند، بلکه انتخاب منطقیتری هم هست، تصمیم گرفت بودجهاش را عاقلانهتر مدیریت کند. در نتیجه، دوربینی مناسبتر خرید و توانست لنزهای باکیفیتی تهیه کند که در طولانیمدت ارزش بیشتری برایش داشتند.
مشاوره: تجهیزات مفید هستند! اما اغلب اینطور فکر میشود که هرچه تجهیزات بیشتر و گرانتر باشند، شما عکاس بهتری خواهید شد. قبل از اینکه کارت اعتباریتان را بکشید، این دو سوال را از خود بپرسید: اول، آیا این تجهیز میتواند مشکلی که الان دارم را حل کند؟ دوم، چقدر قرار است از این تجهیز استفاده کنم؟ این دو سوال به شما کمک میکند تا از خرید تجهیزاتی که بلااستفاده میمانند، جلوگیری کنید و پولتان را بیهوده خرج نکنید. به این موارد فکر کنید و بهطور تدریجی اقدام کنید.

کمالگرای فنی
ویژگیها:
- کمالگرا
- بیش از حد فکر میکند
- به جزئیات میرود
- فکر میکند فیلم از دیجیتال بهتر است (محض فان)
- ممکن است بهخاطر کمالگرایی، خلاقیت را کنار بگذارد
این مرحله بهطور قطع چالشبرانگیزترین مرحله است، چون شما همیشه در تلاشید تا تصویری کاملاً بینقص از نظر فنی داشته باشید که در نتیجه، ممکن است عکسهای خلاقانه را از دست بدهید. آیا میتوان این دو را با هم متوازن کرد؟ بله، حتماً! در این مرحله است که شکستن قوانین اهمیت پیدا میکند. شما میتوانید تصاویری بینقص از نظر فنی بگیرید و در عین حال خلاق باشید.
کمالگرایی در فرآیند خلق تصویر بد نیست. همه ما باید در این زمینه بهتر شویم و از وابستگی به نرمافزارهایی مثل Lightroom یا Photoshop برای برجسته کردن جزئیات بپرهیزیم، چون بسیاری از کارهایی که میخواهیم در این نرمافزارها انجام دهیم، با چند ثانیه بیشتر وقت گذاشتن در دوربین هم قابل انجام است! وارد شدن به جزئیات یک تکنیک یا موضوع، شما را در طولانیمدت به عکاس بهتری تبدیل خواهد کرد. یاد بگیرید که خلاقیت و کمالگرایی را بهطور متوازن در کنار هم داشته باشید. همیشه یکی از اینها بر دیگری غلبه خواهد کرد، اما تعادل 50/50 ممکن نیست.
مشاوره: فکر کنید؛ وقت بگذارید و در دو سطح مختلف تفکر کنید. اول، از یک ذهنیت خلاقانه استفاده کنید؛ چه چیزی این تصویر را از سایر تصاویری که دیدهاید متمایز میکند؟ هدف من از این تصویر چیست؟ چگونه میتوانم این تصویر را خاص و منحصر به فرد بسازم؟ سپس، بهطور فنی به این فکر کنید که چگونه این تصویر را بسازید. به چه تنظیمات نوردهی نیاز دارم؟ چه لنزی میتواند به انتقال بهتر داستان کمک کند؟ رنگها در این عکس چه پیامی را منتقل میکنند؟ فرآیند فکری خود را به دو بخش خلاقانه و فنی تقسیم کنید. از قانون KISS استفاده کنید، نه از گروه موسیقی! منظورمان این است که از روش “Keep It Simple Stupid” استفاده کنید؛ یعنی ساده نگه دارید و از پیچیده کردن بیش از حد موضوعات اجتناب کنید. هر چه بیشتر فکر کنید، بیشتر در جزئیات غرق خواهید شد و بیرون آمدن از این وضعیت سختتر میشود. احتمال شکست زمانی که تسلیم میشوید، چند برابر میشود!

هنرمند
ویژگیها:
- هنری
- تصاویری عمیقتر و با معنا
- در حال شکلدهی به سبک شخصی
- الهامگیری از تقریباً همه چیز
چالشها: دقیقگرای فنی بر کمال تمرکز میکند و ممکن است خلاقیت را نادیده بگیرد، در حالی که هنرمند از کمال چشمپوشی کرده و فقط به خلاقیت توجه میکند؛ دقیقاً برعکس دقیقگرای فنی. با این حال، شما همچنان باید یک عکاس فنی باشید که هیچگاه نباید نادیده گرفته شود. زمانی که بتوانید دقیقگرایی و هنر را با هم ترکیب کنید، درهای بیپایانی از امکانات جدید به روی شما باز میشود! هنرمند قادر است الهام را در جزئیات کوچک محیط اطراف خود پیدا کند و تصاویری خلق کند؛ این مهمترین بخش این مرحله است! در نهایت، انسان با شک به نفس روبرو میشود. شک به نفس بزرگترین مانع برای هر فرد خلاق است؛ این احساس کمکم به شما حمله کرده و در نهایت شما را از نظر ذهنی خسته میکند. من معتقدم این مشکل از مصرف بیش از حد شبکههای اجتماعی و تصاویر دیگر عکاسان ناشی میشود. از این دو نکته میتوان درس گرفت: بیش از حد بودن اینها فرآیند خلاقانه را مختل میکند. شما ممکن است شروع به شک کردن به اصالت و ارزش خود کنید.
مشاوره: هویت خود را به عنوان یک هنرمند بپذیرید! وقت بگذارید تا آزمایش کنید، تصاویر جدید خلق کنید یا تکنیکهایی را امتحان کنید که فقط به آنها فکر کردهاید، اما هیچگاه به مرحله عمل نرسیدهاید! شکستهایی که از این فرآیند ناشی میشود را بپذیرید و از آنها درس بگیرید؛ این کار تنها مهارتهای عکاسی شما را ارتقا میدهد! در یک مدت زمان کوتاه، شروع به دیدن جهان به روشی متفاوت خواهید کرد و ممکن است مسیر کارتان تغییر کند. ما خودملن از آزمایش ایدهها و تکنیکها لذت بردهایم؛ این کار طرز فکر شما را تغییر میدهد و ایدههای بزرگ و جدیدی را به وجود میآورد. به یاد داشته باشید، همه چیز را بپذیرید و خود را آسیبپذیر نشان دهید. در نهایت، جنبههایی از خود و کارتان را کشف خواهید کرد که حتی نمیدانستید وجود دارند!

خیالاندیش
ویژگیها:
- تصاویری، پروژهها یا مجموعههایی یکپارچه خلق میکند
- مرزها را به چالش میکشد
- آزادانه میاندیشد
- جسور
چالشها: در این مرحله، شما تصاویری را خلق میکنید که از نظر جزئیات، بهترین کارهایی است که تا به حال انجام دادهاید. شروع به تفکر عمیقتر در مورد موضوع، داستان و پیامی که قصد دارید از طریق تصاویر خود منتقل کنید، میکنید. ایدهها جسورتر و بارزتر میشوند، و شما به فکر پروژههایی خاص با یک موضوع یا تم خاص میافتید. در این زمان، میتوانید مرزهای تصویرسازی را جابهجا کنید؛ تصاویرتان تحت تأثیر فرآیند فکری و صدای شما بسیار برجسته و تأثیرگذار میشوند. شما شروع به شناسایی الگوهایی در کار خود میکنید و موضوعاتی که به آنها علاقهمند هستید به تدریج خود را بیشتر نشان میدهند. چالشهایی هم در افق به چشم میخورند. اگر یک عکاس حرفهای هستید، تقابل بین نیاز به تولید آثار برای مشتریان و ایجاد کارهای شخصی، جایی است که شور و اشتیاق شما در آن نهفته است. باید راهی برای متعادل کردن این دو پیدا کنید، زیرا در غیر این صورت، خستگی و فرسودگی خلاقانه به یک واقعیت تبدیل میشود. حفظ اشتیاق به هر روز سختتر میشود و تردیدهای ناشی از مرحله هنری دوباره به سراغ شما میآید و با گذر زمان بزرگتر میشوند.
مشاوره: فرآیندهایی که به شما کمک میکنند تا پروژهها و موضوعات یکپارچه بسازید را بپذیرید. افکار پشت آن تصاویر و پروژههای جسورانه تنها در درازمدت به نفع شما خواهند بود. این فرآیند را در زندگی روزمرهتان وارد کنید. مخصوصاً اگر یک عکاس تماموقت هستید، این فرآیند را در کارهای مشتری به کار ببرید. یک ذهن شفاف، تصاویر شفافتری خلق میکند! شما به تدریج داستان خود را از طریق تصاویرتان خواهید گفت. همچنین باید به یاد داشته باشید که استراحت کردن برای شما ضروری است؛ اگر به خودتان استراحت ندهید، ممکن است اوضاع خوب پیش نرود. از این زمان برای اشتراکگذاری تصاویرتان و همکاری با دیگران بهره ببرید.

منتور
ویژگیها:
- دانش خود را با دیگران به اشتراک میگذارد
- از کمک کردن به دیگران هراسی ندارد
- از فرآیند کمک به دیگران لذت میبرد
چالشها: این مرحله بدون شک پاداشدهندهترین مرحله است. تبدیل شدن به یک منتور برای یک عکاس تازهکار هم به نفع اوست و هم به نفع شما! ما بارها تجربه کردهایم که وقتی به دیگران در عکاسی کمک میکنیم، خودمان نیز یاد میگیریم. ممکن است در حال تدریس چیزی باشیم و یک سوال از ما پرسیده شود که باعث شود به چیزی که هزاران بار انجام دادهایم، به شکلی جدید نگاه کنیم. ما از به اشتراکگذاری دانش لذت میبریم. در این مرحله، شما متوجه میشوید که در کار خود به بلوغ رسیدهاید. میدانید که کارتان بر اساس تجربه و دانش شما استوار است و دیگر ترسی ندارید که فردی که از شما کمک خواسته، از شما بهتر شود. متأسفانه، بسیاری از عکاسان به دلیل یک ترس از به اشتراکگذاری دانش خود خودداری میکنند: ترس از اینکه کسی از آنها بهتر شود. این یکی از مسخرهترین دلایلی است که میتوان برای عدم اشتراکگذاری دانش شنید. اگر میخواهید بگویید که منتور هستید و این ترس را دارید، باید بگویم که شما هنوز آماده نیستید. چالش دیگری که وجود دارد این است که شما همچنان باید به یادگیری ادامه دهید و گمان نکنید که همه چیز را میدانید. در نهایت، کسی به شما درسی از تواضع خواهد داد.
مشاوره: این را بپذیرید و از آن استفاده کنید! کسی به اندازه کافی از شما تاثیر گرفته که از شما کمک بخواهد، و ممکن است او هم مثل شما ترسیده باشد. حالا، منظورمان این نیست که هر وقت از شما خواسته شد، باید کمک کنید؛ شاید هنوز احساس آمادگی نکنید. این کاملاً طبیعی است. حداقل گاهی با هم ملاقات کنید و خواهید دید که به صورت غیررسمی از او حمایت میکنید، حتی وقتی فکر میکنید این کار را نمیکنید! به پیشرفت خود در کارتان ادامه دهید، تکنیکهای جدید، فناوریها و دیدگاههای نو را امتحان کنید و تبدیل به یک یادگیرنده مادامالعمر شوید. هیچگاه فکر نکنید که همه چیز را یاد گرفتهاید. این ذهنیت در نهایت به ضررتان تمام خواهد شد، پس مراقب باشید که خودتان را دست کم نگیرید!
- لنزوکم
- 1403-12-25
- 68 بازدید